تبليغاتX
مهرٍ ماه
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
صبح خواهد شد

 
|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/04/19 و ساعت 5 بعد از ظهر | 
صبح خواهد شد
 
|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/04/19 و ساعت 5 بعد از ظهر | 
عبور
|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/04/12 و ساعت 3 بعد از ظهر | 
مچکرم

|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/04/12 و ساعت 3 بعد از ظهر | 
گرین
|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/04/05 و ساعت 12 بعد از ظهر | 
دل تنگم
 

|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/03/22 و ساعت 12 بعد از ظهر | 
بدون شرح

چه زیباست بخاطر تو زیستن


وبرای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن


و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن


برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن


ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است


بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست


ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست


و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد


حرفها را گاه نمی توان گفت


من لحظه های با تو بودن را با اشکهایم تداعی میکنم

|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/02/31 و ساعت 5 بعد از ظهر | 
باور کن...

باور کن

 

عشق  هرگز تبدیل به وابستگی نمی شود

 

اگر عشق به وابستگی تبدیل شود. تو فقط دریک توهم بودای که عشق بوده

 

تو فقط باخودت بازی می کردی و فکر می کردی که این عشق بوده

 

در حقیقت  تو نیاز به وابسته شدن و مشغولیت داشته ای

 

تا شورش خودت بر خودت را آرام کنی

 

و اماعشق  عاشق را به آزادی می رساند

 

|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/02/31 و ساعت 3 بعد از ظهر | 
روزهای بی او

 

شب شد، سياهي همه جا را گرفت

من ماندم و سكوتم

من ماندم و تنهايي ام

من ماندم و كاغذهاي سپيد و حرفهاي در دل مانده

روزگاري كوچه ي تنهايي ام روشن بود و بهاري

اما اكنون...

سرد، تاريك، غمبار، پر از سكوت، پر از تنهايي...

بي او چه كنم؟

|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/02/30 و ساعت 12 بعد از ظهر | 
رنگ زندگی

  

|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/02/15 و ساعت 7 بعد از ظهر | 
در آن نفس که ...

 

خدا چقدر از تو دورم مي دونم تو تنهاييام تنهام نمي زاري مي خوام بهت نزديكتر شم

 

از كجا شروع كنم، هيچي ندارم، هيچ چيز آماده نكردم،خدا من دوستت دارم.دستامو اگه رو به

 

 آسمون بلند كنم اگه

 

خيلي گريه كنم اگه زمين رو پر از اشك كنم اگر خودمو بخاك بمالم اگه فرياد بزنم اگه صداش كنم اگه

 

 ازش گلايه كنم جوابمو ميده ؟؟؟

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/02/11 و ساعت 1 بعد از ظهر | 
پنجره ای رو به ماه

 

 

ديشب كنار پنجره چشمانم نشستم

باران باريد........

شيشه را خيس كرد

من نتوانستم آن طرف شيشه را ببينم

و تو از آن سوي پنجره گذشتي

 

 

|+| نوشته شده توسط سید علی در 87/01/19 و ساعت 12 بعد از ظهر | 
آرشیو عکس
|+| نوشته شده توسط سید علی در 86/12/26 و ساعت 6 بعد از ظهر | 
گل برای ماه

 

در تنهایی شب های من

بی خبر از غم های من

طعم نفس هایی که بود

شعر بی تکرار آهنگ های من

آرام گشتم با صدایت

زنگ خوش آوای من

این برق نگاه تو بود؟

در تاریکی شب های من

پاکی تر از پاکی تویی

ای کاوه ی دریای من

در خاطرات هر دمم

هستی نگار حرف های من

با من بمان در قایقم

 در رود رگ های من  

 

 

|+| نوشته شده توسط سید علی در 86/10/04 و ساعت 11 قبل از ظهر | 
حس قریب

|+| نوشته شده توسط سید علی در 86/07/26 و ساعت 3 بعد از ظهر | 
... علی ،

 

 

.... & A 

 

|+| نوشته شده توسط سید علی در 86/04/11 و ساعت 9 بعد از ظهر | 
...فقط

 

|+| نوشته شده توسط سید علی در 86/03/08 و ساعت 8 بعد از ظهر | 
...تقدیم به

گفتـم غـم تو دارم گفتا غمت سر آید    گفتـم کـه ماه من شو گفتا اگر برآید

 

  

گفـتـم ز مـهرورزان رسم وفا بیاموز        گـفـتا ز خوبرویان این کار کمـتر آید


گفـتـم کـه بر خیالت راه نظر ببندم
           گفـتا که شب رو است او از راه دیگر آید


گفتـم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
         گـفـتا اگر بدانی هم اوت رهـبر آید


گفـتـم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
        گفـتا خنـک نسیمی کز کوی دلبر آید


گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
          گـفـتا تو بـندگی کن کو بنده پرور آید


گفـتـم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
        گفـتا مـگوی با کس تا وقت آن درآید


گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
       گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید

 

|+| نوشته شده توسط سید علی در 85/11/07 و ساعت 4 بعد از ظهر | 
....طالع بینی جامع ، چینی ، هندی ، نوین
|+| نوشته شده توسط سید علی در 85/10/05 و ساعت 9 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar